کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 17 دي ماه ، 1387
 
منوی اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
جمع ما
مطالب سايت
امکانات سایت
دیگر بخشها



آخرین اخبار حقوق بشری از مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران :


پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

مبارزه اجتماعی بر پایه فرهنگ و هویت ملی
مقاله

محمد مهدی حبیبی

مبارزات اجتماعی پدیده ای است که در زندگی اجتماعی و هم زیستی بوجود می آید. هرچند زندگی شهروندی به شکل امروزی آن از غرب شروع شده است و هر چند در این زمینه جوامع غربی در مقایسه با دیگر کشورها پیشرفت های بیشتری کرده اند اما اجتماعی شدن یک پدیدۀ انسانی است و متعلق به گروه خاصی از مردم نیست.مبارزات اجتماعی یک اصل مهم و جدانشدنی در جوامع امروزی در هر کجای دنیاست...



ایران دارای تمدن و تاریخ بسیار کهن است که برای تاریخ تمدن پنج هزار ساله ایران شواهدی محکم و غیر قابل انکاری وجود دارد، حتی برخی از تاریخ شناسان تخمین می زنند که حدود هفت هزار سال پیش در ایران جوامع شبه شهری وجود داشته و مردم در کنار هم بصورت یک جامعۀ کوچک زندگی می کرده اند؛ و به دلیل همین دیرینۀ اجتماعی شدن در ایران مبارزات اجتماعی هم دارای سابقه بسیار کهن و البته افتخار آمیز در برگه های زیادی از تاریخ است.

ایرانیان همیشه علاوه بر جنگ با متجاوزان خارجی با حکام و سلاطین مستبد هم در جنگ بوده اند، البته پیشینه مبارزات اجتماعی در ایران مورد بحث نیست.این مبارزه با حکومت های ستمگر تاریخ، مردم ایران را در این زمینه ورزیده کرده است به طوری که بر برخی از روابط اجتماعی مردم تأثیر گذاشته ولی به دلیل اینکه جامعه ایران هنوز فرصت این را نداشته است که در یک جامعه آزاد و فضای آموزشی زندگی کنند روش مبارزه اجتماعی با حکومتیان مانند کشورهای پیشرفته نیست، به عنوان مثال مردم عادی ایران عادت نکرده اند که اگر حقوقی از آنان زیر پا گذاشته می شود باید تا احقاق آن حقوق از وسایلی که در دست دارند استفاده کنند؛ مردم ایران درست نمی دانند چه وسایلی نیاز دارند و آنهایی را که در دست دارند چیست و یا چگونه باید از آنها استفاده کرد به عبارت دیگر مردم ایران همیشه و حال در مبارزه با ستمگران بوده اند اما از روش های نوینی استفاده نمی کنند و بیشتر سعی می کنند به شکلی که به آنها ارث رسیده است مبارزه اجتماعی داشته باشند و عده ای هم که در مبارزه اجتماعی بی پرواترند را به مصلحت اندیشی و مبارزه زیر زمینی و زیرکانه یا همان "مقاومت منفی" دعوت می کنند، که این باید به نظر من توسط صاحب نظران و دگراندیشان مورد بازبینی قرار گیرد و مردم باید بیاموزند که بیشتر و بهتر و امروزی تر مبارزه کنند، گرچه سیستم آموزش پرورش فعلی اصلاً چنین امکانی را نمی دهد اما می توان از روش های بهتری استفاده کرد مثلاً آموزش عملی.

یک نقطه مشترک در تمامی مبارزات اجتماعی پیشین و کنونی در بین مردم دیده می شود و آن توجه مردم به فرهنگ و تمدن ایران است، شاید زیاد از اینها آگاه نباشند و بصورت علمی تاریخ ایران را نشناسند ولی گوشه هایی از تاریخ ایران بصورت سینه به سینه نقل شده که همان به مبارزات اجتماعی مردم رنگ بوی ایرانی بخشیده است. یکی از دلایلی که فرهنگ و تمدن ایرانی را در بین مردم بسیار پررنگ کرده این است که در دوره های زیادی از تاریخ، کشور در تسخیر دشمن بیگانه ای بوده که در درجه اول برای اینکه بتواند حکومت کند و مردم انگیزه کمتری داشته باشند در پی کوبیدن فرهنگ ایران بوده است تا جایی که بعد از حملۀ اعراب به ایران نوشتن کتاب، نامه یا هر نوشته ای روی کاغذ به زبان فارسی ممنوع بود و کتاب هایی که به زبان فارسی بودند توسط سربازهای عرب به آتش کشیده می شدند و این جبهه گیری مردم ایران را همیشه و حال در حالت دفاع از فرهنگ خود نگه داشته است و مردم نسبت به فرهنگ و هویت ایرانی خود حساس شده و شاید کمتری کشوری باشد که اینگونه مردمی وطن پرست داشته باشد. دکتر شریعتی می گوید که ملت ها از زمانی بوجود می آیند که هویت آن ملت مورد تهدید قرار بگیرد؛ و این واقعیتی است که در کشورهایی که بیشتر مورد حمله قرار گرفته اند احساسات ناسیونالیستی و احساسات دفاعی بیشتری در برابر هجوم بیگانگان به فرهنگ خود می بینیم.به همین دلیل برای مبارزه در ایران قطعاً با نفی ملی گرایی پیروز نخواهیم بود.

در ایران نمی توان با یک مکتب غربی مبارزه کرد زیرا مردم ایران با بسیاری از ایدئولوژی های غربی بیگانه اند، با بسیاری در جنگ اند و به دلیل اعتقادات مذهبی حتی با برخی از آنها تعصبی برخورد می کنند. ما با تکیه به مکاتب وارداتی از فرانسه، ترکیه، کوبا یا آمریکا پیروز نخواهیم بود. اشتباهی که شاید مهم ترین اصل به زیر کشیدن شدن سلسلۀ پهلوی بود؛ رضاشاه دل بستگی به سکولاریسم آتاتورکی ترکیه پیدا کرده و محمدرضاشاه به مدرنیسم غربی علاقه مند شده بود به همین دلیل هیچ گاه مردم به آنها روی نیاوردند و همیشه پهلوی مجبور بود مردم را سرکوب کند و در نهایت هم انقلاب 57 رخ داد که یک مبارزه اجتماعی گسترده در سراسر ایران بود، بزرگترین شعار مردم در این انقلاب استقلال ملی و آزادی بود.

اشتباه تعدادی از روشنفکران و تحصیل کردگان ایرانی هم همین است که قبول نمی کنند ایرانی ها مکتب های غربی را نمی شناسند و به آنها ایمان نمی آورند، این روشنفکران به جز نوشتن چند جلد کتاب و تعریف و تمجید از فلان کشور و فلان رئیس جمهور یک کشور خارجی، بازبینی رنسانس و انقلاب فرانسه، سنجش افکار مارکس و بدنام کردن خود در چشم مردم هیچ حرکت خاصی انجام نداده اند، آنها نمی توانند راه را به مردم نشان دهند چون نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند که مردم به چه چیزهایی علاقه دارند و چه چیزهایی را نفی می کنند.

"میهن دوستی" و "آزادی" دو مفهومی است که مردم ایران بیش از همه آنها را می شناسند و سالها در پی رسیدن به آن تلاش کرده اند. همیشه ایرانیان برای آزادی مبارزه می کرده اند، چه آزادی از دست حاکمان مطلق چه آزادی از چکمه های متجاوزان خارجی، برای همین این مبارزات آزادیخواهی در فرهنگ و ادبیات ما هم ریشه عمیقی دارد.

 دکتر مصدق حدود یک قرن پیش با تکیه بر همین دو خواسته مردم  توانست رهبر مبارزات مردمی باشد و توانست مردم را متحد کند، مردم هم به این دلیل از او حمایت می کردند که می دانستند او چه می گفت و چه می خواست.

صد سال پیش که قطعاً سطح سواد مردم از حالا بسیار پائین تر بود مردم ایران توانستند با تکیه بر همین دو اصل مبارزه در ایران یعنی "مبارزه برای سربلندی کشور ایران از طریق برقراری حاکمیت ملی" و "مبارزه برای رسیدن به آزادی" به پیروزی برسند و اگر توطئه های خارجی مخصوصاً آمریکا نبود شاید آن نهضت ملی هنوز ادامه داشت، امروز مردم ایران بیشتر از هر چیز به این دو اهمیت می دهند و می دانند که اگر جامعه ای داشته باشند که بر همین دو اصل استوار باشد بسیاری از مشکلات روزمره آنها هم مرتفع خواهد شد.

یکی دیگر از دلایلی که می توان در این زمینه بهترین فعالیت ها را داشت این است که عرصه پرداخت بیشتری در ایران دارد، بعبارت دیگر در این زمینه بیشتر می توان تولید فکر کرد و به مردم کمک کرد زیرا همانطور که گفته شد چه به لحاظ اجتماعی و چه از نظر تاریخی بهترین راه مبارزه است. مردم ایران با مراجعه به تاریخ پی خواهند برد که هرگاه شور ملی در درون ایرانیان زنده گشته است توانسته اند میدان را بر ستمگران بیرونی و درونی تنگ کنند. زمانهایی که ایران شاید به کلی به طرف نابودی می رفت و هیچ مرزی از ایران باقی نمانده بود و کشور کامل گرفته شده بود کسانی مانند نادرشاه توانسته اند که ایران را با فرهنگ، نشان ها و افسانه ها و پندهای کهن ایرانی متحد کنند و باز هم ایران را سرپا کنند.

ممکن است در موسیقی، لباس پوشیدن و ... گرایش هایی به غرب از طرف مردم دیده شود، اما در نهایت مردم اصل مهم پای بندی به ایرانی بودن را حفظ کرده اند. باز هم وقتی موسیقی ایرانی اصیل را می شنوند ابراز عشق می کنند و آنرا جدی تر می گیرند از موسیقی های امروزی، و دقیقاً به همین دلیل است که نوازندگان سازهای غربی در نهایت مجبور می شوند برای اینکه هنر خود را به مردم عرضه کنند موسیقی ایرانی را روی ساز غربی بیاورند و برای مردم موسیقی ایرانی با ساز غربی بزنند.

مبارزه هم همین طور است، اگر ما سعی کنیم با یک مکتب و شیوۀ وارداتی مبارزه کنیم، در نهایت مجبوریم به آن مبارزه رنگ بوی ملی ببخشیم تا مردم از آن حمایت کنند. اساس مبارزه اجتماعی در ایران باید با حفظ ارزش ها و تقدس های مذهبی، با تکیه بر فرهنگ و هویت ملی ایرانی و برای آزادی و آزادگی ایرانیان باشد. نکته اینکه وقتی می گوییم حاکمیت ملی و آزادی، جمهوری به شیوه دموکراسی راهکار نوینی است که این دو اصل را همراهی می کند.

نکته دیگری که در مبارزه اجتماعی نباید فراموش شود این است که درصد زیادی از مردم ایران اگرچه زیاد به وظایف دینی عمل نمی کنند اما تاختن بر مذهبشان را هم برنمی تابند. با نفی اعتقادات و مذهب مردم که تا ریشه فرد فرد ایرانی ها نفوذ کرده است، باید بسیاری از برچسب ها را تحمل کرد.

نه تنها نباید در مبارزات در مقابل اعتقادات مذهبی بلکه باید آنها را اصلاح کرد، می توان از آنها استفاده کرد، در اسلام و بخصوص تشیع کم نیست الگوهایی برای یک مبارزه اجتماعی صحیح که می توان از آنها کمک گرفت و به مردم در جهت رسیدن به آزادی واقعی کمک کرد. در این راه افراد زیادی تلاش کرده اند که شاید سرشناس ترین آنها ابومسلم باشد که علاوه بر نفی هرگونه استبداد و استثمار ایران توسط اعراب بر هسته دین پافشاری کرد و با جمع آوری سه عنصر هویت ایرانی، اسلام واقعی و آزادی که آخری به دلیل شرایط زمان مقداری کم رنگ تر بوده است توانست مردم را علیه استبداد بسیج کند.

حال ما نه با نفی ارزش ها و تقدس های جامعه کنونی، که با کنار آمدن با آنها می توانیم عامه مردم کوچه و بازار را یکسو گردانیم و نظر آنها را به یک مبارزه اجتماعی همگانی جلب کنیم. و البته نباید این احترام به اعتقادات دینی مردم را به طرفداری از حکومت اسلامی تعبیر کرد. در ضمن برخلاف آنچه که دیروز و امروز سعی شده است نشان داده شود، هیچ دینی مخصوصاً اسلام، میهن پرستی را نفی نمی کند، در قرآن "لتعارفوا" سندی است بر تأیید ملی گرایی از طرف اسلام.

این مسئله را از زوایۀ دیگری هم می توان دید؛ در مقابل ملی گرایی (ناسیونالیست) جهان گرایی یا جهان وطنی (اینترناسیونالیست) وجود دارد که عمده آن بر سه نوع است، اینترناسیونالیست سوسیالیستی(مارکسیستی)، اینترناسیونالیست دینی و اینترناسیونالیست سرمایه داری. این سه راه برد در ایران برای مردم ناخوشایند است، اینترناسیونالیست سوسیالیستی که بر اتحاد کارگران جهان و انقلاب جهانی طبقه محروم علیه سرمایه داری بنا شده، جدای از اینکه بیشتر به یک رویای زیبا شبیه است در بین مردم ناشناخته است و بیشتر کسانی که تحصیلات بالایی دارند مارکس و انگس و تئوری های آنها را می شناسند. از طرفی مردم عادی هیچگاه به این راهکارها به دلیل ایمان و دینی که دارند روی نمی آورند.

اینترناسیونالیست سرمایه داری هم برای مردم ناخوشایند است زیرا سالها به همین دلیل و با همین استدلال ایران مستعمرۀ روس و انگلیس و آمریکا بود. بعلاوه تاریخ این نوع استعمارها با این نوع استدلال ها را دیده و می بینند که در جاهای دیگری از دنیا چه فجایع انسانی را به بار می آورد. شاید بتوان گفت که مردم با شناختی که از این نو اینترناسیونالیست دارند، از آن می ترسند.

اینترناسیونالیست دینی و مذهبی هم که مردم ایران را بسیار می آزارد و از آن خیری ندیده اند، نتیجه اش چیزی جز اینی که هست نیست. در تاریخ ایران، زمانی که اعراب به ایران حمله ور می شوند و زمانی که خلفای عرب بر ایران حکومت می کردند، دلیلی جز این برای مسخ مزر زمینی و مرز فرهنگی ایران نداشتند. آنها می خواستند که اینترناسیونالیست دینی داشته باشند اما تمام کشور زیر سم اسب آنها پاره پاره می شد. مردم ایران سالها پیش این نوع اینترناسیونالیست را طرد کرده و یک ایران مبتنی بر فرهنگ و هویت ملی تأسیس کرده اند.

مردم عادی می خواهند که پولشان در داخل کشور خرج شود، و این یعنی اقتصاد ناسیونالیستی و اقتصاد ملی. که البته این به معنای نپیوستن به جامعه جهانی و تجارت نیست. من علاوه بر اینکه اسم و فامیل و شناسنامه و اجداد خودم را حفظ می کنم، به همسایه خود سلام می کنم، اگر کمکی از دستم ساخته باشد برای او انجام می دهم، اگر پولی داشته باشم که فعلاً نیازی به آن نداشته باشم به او قرض می دهم. خلاصه منظور بستن درهای کشور و زندانی کردن تجارت نیست بلکه منظور تعریف اولویت ها بر اساس مصالح ملی است. همینطور مبارزه اجتماعی که دردجه اول نیاز به فکر دارد باید مصرف کننده افکار تولید شدۀ داخلی باشد. اولویت های هر حرکتی و هر مبارزه ای و هر حکومتی باید تمایلات جمعی مردم باشد.

ارسال شده در مورخه : شنبه، 27 بهمن ماه ، 1386 توسط administrator@azadandish  چاپ مطلب

 
نام: [ کاربر جدید ]

موضوع:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : tog74kiz
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد مقاله
· سایر مطالب نوشته شده توسط administrator@azadandish


پربازدیدترین مطلب در زمینه مقاله:
مطلب ارسالي:به مناسبت قتل هاي زنجيره اي


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 4.5
تعداد آراء: 4


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما

همه مطالب تارنما نمایانگر دیدگاه دانشجویان آزاداندیش اصفهان نیست.


کپی برداری از مطالب تارنما با ذکر منبع بدون اشکال است.



Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir

www.mashhadteam.ir